تبليغاتX

Static ball

نوادگان 051

نوادگان 051

سلام عیدتون مبارک. گفته باشم من ایمیل ندارم نظراتتون رو بگذارین .. ممنون

الهی سقف ارزوت خراب بشه روی سرش

بیایی ببینی که همه حلقه زدن دورو ورش

الهی که روز وصال طوفان بشه از سمت شمال

هیچی از اون روز نمونه بجز گلای پر پرش

.......

نخواستم با غم بسازی    نخواستم هیچی نگی

نخواستم درد دلتو            دیگه با هیشکی نگی

اخه عشق اجباری نیست     تو زندون من نمون

حالا که فکر رفتنی     دیـــــــگه از رفــــتن نخون

...............

هیشکی نمیتونه بفهمه          که دلم از چی گرفته

هیشکی نمیتونه بفهمه          که صدام از چی گرفته

هیشکی نمیمونه تا با من       توی راهم هم سفر شه

........

اخه تو کلبه سوتو کور تاریکه قلبم   خورشید که جا نمیشه

میدونم اگه تا لحظه مرگم بگردم     دنبالش پیدا نمیشه

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 20:37 توسط امیر جون |

ببین کارم به جایی رسیده که واست گریه کنم

اشکامو واسه اینو اون پنهون کنم

میدونم از همون اول دوستم نداشتی

توی خابتم حتی منو دوست نداشتی

پس واسه چی منو خاستی

حتی یه درخواستی هم ازم نداشتی

تو منو کشتی   تو بازیه سرنوشتی

من جهنمی شدمو تو بهشتی

این وب بدک نی واسه شیطون پرستاست

همون دختر پرستای امروزی

http://sag-mast.blogfa.com

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 1:39 توسط امیر جون |

داستان از اونجا شروع شد که

 ما به بهانه مسافرت رفتیم شمال برای دیدن مادربزرگم

همه میدونستن چی شده ولی من نمیدونستم

ما ساعت ۵صبح حرکت کردیم ساعت۳۰ :۱۲ هم رسیدیم

ما دیر رسیدیم وقتی که همه چی تموم شده بود

خیلی سخته که چیزیو تا وقتی داریش دوست نداشته باشی

وقتی که رفت تازه میفهمی تمام قلبت خالی شد

هنوز یادمه وقتی میخواستن واسه اخرین بار صورتشو نشون

بدن من نتونستم روی پاهام بیاستم

خیلی ئوستش داشتم خیلی مهربون بود خیلی خوش طبع بود

اخرین بار که باهاش صحبت کردم همین ۵روز پیش بود

گفت بیا شمال واست هدیه خریدم...

از غم تو بیرون نیایم هرگز    داسـتان غم من هر روز صبح با نبودنت

از سر گرفت

مادربزرگمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدوست دارم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 9:14 توسط امیر جون |

سلام!

من یاسی ام!امیر وب رو سپرده دست من.

از اونجایی که امیر فقط شعر مینویسه و این جور چیزا،واسه تنوع ،تو ادامه مطلب،همه چی گذاشتم!(عکس و اینجور چیزا!)

به علت کمبود حوصله،از وب خودم برداشتم!!!

  







ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:13 توسط امیر جون |

این وبلاگ به یک همکار نیاز دارد در غیر این صورت

پلمپ میشود

پلمپ کمک پلمپ پلمپ پلمپ پلمپ

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:14 توسط امیر جون |

میگن دخترا مغرورن   در ظاهر بی اهمیت

ولی در باطن واسه پسرا میمیرن

از همه جالبتر خودشونو واسه اونا میگیرن

ولی بازم واسشون میمیرن

توی کارا  گوش به حرف اونان  

ولی بازم کاره خودشونو میکنن

همش میگن من فقط تورو دارم

ولی با کل شهر رفیقن     هر روز واسشون خاستگار میاد

بطور کاملا اتفاقی بعد از مدتی مامان بزرگشون میمیره

بعدشم هر ماه تولدشه    اسمشونو هم شهری میکنن

یکم با جنبه باشید

ولی خدایش درسته

+ نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت 16:0 توسط امیر جون |

تو سرنوشتم با سنگ نوشتم  با هر بهشتم باهم نوشتم

نمیخوام باشه واست یه لحظه غم همه لحظحات باشه ماله من

توی کارم من خیلی سادم تو رو من به باد بدادم

فراموشت نمیکنم هرگز با همه حرفات دوستم نداشتی

این واسم سخت بود درکش  یه ترکش زدی به قلبم

حالاحالاحا باید باید باشی ز قلبم

من باید برم خیلی خستم...

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

ما اومدیم با سختیه کار   ما اومدیم با کلی ابتکار 

ما شدیم ناجی کار     هستیم خیلی با استعداد

میکنیمتون استبداد    هر کی شاخ شد سرشو به باد داد

میکنم روی حرفام استمرار    توی رپ دارم استحکام

کاری نکن که کاری کنم بر ی به خواب      

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 1:58 توسط امیر جون |

http://rapgirl2008.blogfa.com/

سلام خوبین

این وب اتفاقی به من برخورد

یه بار برین مشتری میشین Smiley Grad 3 





+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 2:55 توسط امیر جون |

سلام چطورین چه خبر مبرا.دیگه از این به بعد نوی این

وب فقط و فقط شادیه.بابا بیخیال زندگی

بزار زندگی اینقدر بگزره تا تموم شه تو هم حالشو ببر

واستون چندتا عکس از rezaya و 2afm ...گذاشتم

حالشو ببر

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 22:11 توسط امیر جون |

شرمنده دیگه از این به بعد توی این وب از شادی خبری نیست

 چرا من اینقدر بد بختم که با رفتن یکی گریه میکنم

اشک توی چشام حلقه زده نمیدوونم گریه کنم یا ...

چرا هر کی به پست ما خورد زود جا زد

دیگه خسته شدم از خودم بدم میاد میخوام برم چرا من باید

بازیچه بشم چرا من زود دل میبندم  باید برم از اشک ریختن خسته شدم

از تنهایی خسته شدم زندگی واسم پوچ شده

نمیدوونم شما تا حالا همچین حسی داشتید یا نه. ولی من الان

توی کافی نت هستم و دارم اشکامو پنهان میکنم

حس میکنم کسی درکم نمیکنه  لحظات واسم دارن عذاب اور میشه

هر لحظه واسم مثه یک ساله. . . خوش بهال اونایی که کسیو دارن

باهاش درد و دل میکنن حرف میزنن میخندن 

شاید تمومش کنم شایدم ادامه بدم 

ولی اطمینان دارم که دارم از بین میرم    خوش بهالتون

         ای زندگی بی ستاره      توی زندگیت بهار جایی نداره

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:25 توسط امیر جون |

بلاخره گفتی به من     با اب پاکی شستی دستم

به من میگی به من زنگ نزن       ببین خدا اینم منو رنگ زد

برو دیگه برنگرد پیشم      واسم از عشقای قبلیت میگی بی صفت

من خیلی بد بختم    اره من خیلی بدبختم     واسه رهایی از

تنهاییم به هر کسی من رو زدم

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:8 توسط امیر جون |

دیگه تموم شد هرچی بین ما بود      حتی لحظه ای موندن اشتباه بود

فکر میکردی من چیم     عروسکم   یا که بازیچه ام

دل بهت بستم خیلی زود       قول میدم فراموشت میکنم توی همین روز

بزار بگم تقصیر من نبود         تقصیر دلی که منو گزاشت کنار خیلی زود بود

اگه دلت واسه من بود          چرا میبخشیدیش به همه

نمودونستم شاید نزر کرده بودیش

تو که میدونستی میری         خب چرا لبخند زدی

میدونی برگ سبزو دوباره زرد کردی

عیبی نداره با خودت بد کردی     که بد رفتی.خواستی برگردی

حالا دیگه بهم زنگ نزن بهم نگو    اونشب مست بودی

گریه نکن نریز اشک دوری

 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 20:33 توسط امیر جون |

سلام .چطورین خوفین.

تولد تولد تولدم مبارک    خودم باید بیام شمع هارو خاموش کنم

تا توی دلم  واسه یه لحظه غمهامو فراموش کنم

واسه یه لحظه خوشحالیو تجربه کنم

۲۶ تولد منه .(سسسسسسسووووووتتتتتتتتتتتتتتتت)

حاللا حالا

تولد تولدم مبارک

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:5 توسط امیر جون |

فکر نکن واسم  ازرش نداری

اون موقع زده بود زیر دلم بیکاری

گفتی بهم بگو دوستم داری

هر کار کردم نتونسم.لعنت به تو ای خماری

رفتیو منو تنها گذاشتی . عیبی نداره شاید منو دوست نداشتی

بهت گفتم بعد تو روزگار بی فایدست

حالا یادگار من واست یه جسد مرده ست

اینا همش شعره و ارزش واقعی نداره

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 3:51 توسط امیر جون |

این حرفای پایین مال اونه

این مال رفیقمه حتما سز بزنید گناه داره

خیلی با معرفته

http://pesar-alone.blogfa.com/

این حرفای پایین مال اونه

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 0:27 توسط امیر جون |

سلام.من یه پسر خیشگل و خوبم.

راستش این اولین وبمه من یه پسر تنهام خیلی تنها

بچه طلاق ..

من خیلی تنهام

راستیتش من خسته شدم از تنهایی و

دنبال یه دختر خوب میگردم

 تا تنهایی

 مو باهاش به 

باحال ترین دوستی تبدیل کنیم.... هر چی بخواد واسش 

فراهم میکنم . من خیلی دوست دارم یکی باهام هم

صحبت بشه

من یه پسر مشهدی هستم .۱۸ ساله

قد متوسط . اندامی تا حدودی

هم فشن و هم نیمه فشن

اهل حال هر جوریش

فقط تورو بخدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم

اگه فقط تلفنی هم شد قبول

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 0:23 توسط |

نمیدونم تا حالا عاشق شدین یا نه من توی این ایام عید

یه کسیو دیدمو عاشقش شدم . ولی ....

( به ادامه مطلب برو ببین چقدر من بد بختم نظرتونم بدین

تا شاید کمکم کنه)

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت 1:45 توسط امیر جون |

توجه                           توجه

بابا من اگه ایمیل داشتم دیگه چرا شماره دادم

بابا من اگه ایمیل داشتم دیگه چرا شماره دادم

۰۹۳۶۵۳۷۱۱۷۰

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 1:55 توسط امیر جون |

سلام به دوستان عزیز حال شما خوب میباشد. سال نو

مبارک . این چند هفته بعلت مرگ ناگهانی مادر بزرگ 

چیزی نزاشتم  ولی قول   میدم جبران کنم .

خب من خیلی خوشحالم که شمارو هنوز دارم

مرگ مرگه دیگه  با گریه چیزی زنده نمیشه

ولی افسوس تا وقتی چیزیو داریم بهش اهمیت

نمیدیم ولی همین که از دستمون رفت .....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:17 توسط امیر جون |

۰۹۳۶۵۳۷۱۱۷۰

این شماره خودمه حرفی انتقادی

دشنامی

ازینا

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 19:1 توسط امیر جون |

پیشاپیش   

              

                عیدتون مبارک

یه چندتا عکس هم گذاشتم

                عیدتون مبارک

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 19:31 توسط امیر جون |

چندتا عکس از یاس گذاشتم

...........

از وقتی که تو رفتی از پیشم . با وجودم درگیرم

با نبود تو من میمیرم

از طرف (حسام)

با شمام دخترا اینقدر اوسگول بازی در نیارین

حالا بعضی پسرا بدن

ولی شما اینقدر پسرای خوب رو اذیت نکنین

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 20:43 توسط امیر جون |

سلام به دوستان

این بار واسه دیدن عکس های رضایا ,2afm

 به ادامه مطلب برو دوست عزیز

........

من و دوستم  تصمیم گرفتیم که یک وب

 در سطح تیم ملی بزنیم

هر کی دوست داره شریک بشه

 یازهرا یا هیچکس

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 20:41 توسط امیر جون |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:46 توسط امیر جون |

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 21:24 توسط امیر جون |

 

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:10 توسط امیر جون |

بازم فقط ابلیس

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 13:13 توسط امیر جون |

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 19:11 توسط امیر جون |

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:49 توسط امیر جون |

eblis-051

عشقس ابلیس

                                     اینم البوم  عکس ابلیس  تا چند

 روز دیگه از بقیه رپرا میزارم

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 14:18 توسط امیر جون |